اروپاجهانگردیسایکل توریسمفرانسه

تور سایکل توریسم اروپا روز چهلم تا چهل و سوم

روز چهلم تا چهل و سوم

 پاریس و بازگشت

شنبه 28 فروردین (روز چهلم)– 16 April

دو روز دیگه فرصت داریم و میتونیم توی این مدت به کارهای باقی مونده بپردازیم. مثل خرید سوغاتی و نقشه و لوازم مورد نیاز برای بسته بندی وسایل . یه سر میریم خیابان سنت میشل که کتابفروشی های بزرگی داره تا نقشه های مورد نیازمون رو بخریم. تنها توی یکی از کتابفروشی ها سه ساعت مشغول گشت زنی بین کتاب ها و نقشه ها میشیم و از انبوه کتاب ها و تنوع و زیبایی شون به وجد میایم. تو قسمت نقشه ها میشه انواع نقشه ها رو برای تمام نقاط کره زمین پیدا کرد. قیمتهاشونم با توجه به کیفیتشون متفاوته. نقشه کشورهایی که رفتیم و کشورهایی که درآینده قصد رفتنشون رو داریم تهیه می کنیم . البته تا اونجایی که بودجه مون میرسه !

توی همون محله مغازه های سوغاتی فروشی هست که قیمت هاشونم مناسبه . البته همه جا میشه دست فروش هایی رو پیدا کرد که وسایل فله ای رو با قیمت پایین تر هم میفروشن ولی پلیس هم مدام دنبالشونه و اجازه فعالیت نمیده. در واقع بهتره توریست ها هم از این نوع اجناس خریداری نکنن چون توی هواپیما اگه جنس قاچاق پیدا کنن جریمه های سنگینی داره و توی سابقه اقامت توریست ها تاثیر منفی میذاره.

توی یک هوای بارونی به یک شیرینی فروشی پناه میبریم و تا پایان بارندگی از تماشای انواع شیرینی ها و شکلات ها لذت می بریم.

20160416_143309

20160416_143405

تمام بعد از ظهرمون رو توی شهرک لدفانس هستیم و علاوه بر خرید تعدادی لباس بعنوان سوغاتی ، لوازم مورد نیاز برای بسته بندی دوچرخه ها رو هم تهیه می کنیم و یک دل سیر توی فروشگاههای لوازم ورزشی می چرخیم و از لوازم ورزشی جدید و فناوریهای استفاده شده در اونها دیدن می کنیم.

یکشنبه 29 فروردین (روز چهل و یکم)– 17 April

توی مغازه های شیک و گرانقیمت پاریس نمیشه گونی و طناب ساده برای بسته بندی پیدا کرد ! اما چینی ها همه جا کار رو کمی آسونتر کردن ! نزدیکی های هتل محله چینی ها قرار داره که میشه هر چیزی رو با هر قیمتی توش پیدا کرد. نیاز به دو تا ساک برای بسته بندی خورجین ها و مقداری طناب برای بستن دوچرخه ها داریم که با قیمت پایینی میتونیم از چینی ها بخریم. دو تا گونی بزرگ هم با خودمون از ایران آوردیم که دوچرخه ها رو توش بذاریم. همه این تمهیدات برای اینه که شرکت های هواپیمایی قوانین خاصی برای بارهای مختلف دارن که بهتره با داشتن اطلاعات کامل از این قوانین اقدام به خرید بلیط هواپیما کرد.

مجبوریم تعدادی از وسایل خطرناک و مقداری از بارهای اضافه مون رو بیرون بریزیم تا با مشکل اضافه بار و جریمه هاش مواجه نشیم بنابراین وسایل خطرناکی مثل کپسول های گاز ، اسپری ها و روغن چرخ دوچرخه ها رو از وسایل حذف می کنیم و خوراکی های باقی مونده رو منهدم می کنیم.

دوشنبه 30 فروردین (روز چهل و دوم)– 18 April

روز وداع با پاریس زیبا و سفرپر از خاطرات قشنگ فرا رسیده. این روزهای آخر اکثر پیام هایی که از ایران میرسه یک مظمون داره : کی برمی گردین ؟! هرچند دلمون برای عزیزانمون تنگ شده ولی ایکاش سفرمون باز هم ادامه داشت و کاش زمان بیشتری داشتیم. افسوس که باید گذاشت و گذشت به امید روزی که دوباره این خاطرات تکرار بشن و به امید سفرهای آینده.

بلیط هواپیمای پاریس تا استانبول رو با هواپیمایی ترکیش ایر هفت ماه پیش به قیمت نفری 450 هزار تومن گرفته بودیم و همین دیشب به لطف دوستانمون که چند روز بود در تلاش برای پیدا کردن پرواز ارزان قیمت بودن بالاخره پرواز استانبول به تهران رو با هواپیمایی ماهان به 350 تومن تهیه کردیم .

ساعت سه از فرودگاه شارل دوگل پرواز داریم و تا خود فرودگاه 20 کیلومتر راهه بنابراین صبح بعد خوردن صبحانه راه میافتیم تا با کمبود زمان مواجه نشیم. پاریس دو تا فرودگاه داره که شارل دوگل نزدیک تره . از مسیرهای پیچ درپیچ به زحمت راهمون رو پیدا می کنیم چون نمی تونیم وارد بزرگراه بشیم کارمون سخت تر هم میشه. خود فرودگاه هم فضای بزرگی داره با ترمینالهای فراوان که یه ساعتی طول می کشه تا بتونیم ترمینال خودمون رو پیدا کنیم. ترمینال به شکل استوانه ساخته شده و هر شرکت هواپیمایی فضایی رو برای خودش اشغال کرده که پیدا کردنشون راحته.

20160418_102152

ترکیش ایر رو پیدا می کنیم و نیما با مسئولینش راجع به چگونگی بسته بندی وسایل وارد صحبت میشه. همه خورجین ها رو جدا می کنیم و خورجین های جانبی رو توی دو تا ساک جا می کنیم. یه آقایی هم برای هر ساک 5 یورو می گیره و اونا رو سلفون پیچ می کنه تا موقع جابجایی پاره نشن. روش هم علامت “شکستنی است” می چسبونه. وسایل سنگین رو توی رگ بگ ها جاسازی می کنیم تا با خودمون بداخل کابین ببریم. تایر جلوی دوچرخه ها رو باز می کنیم و فرمون ها رو از جاشون درمیاریم و طوری بسته بندی شون می کنیم که احتمال آسیب دیدنشون به حداقل برسه و نهایتا هر کدوم رو توی یه گونی بزرگ میذاریم و با طناب سر و ته گونی رو میدوزیم !

20160418_111932

اینجاست که تازه دستمون میاد نفری 30-35 کیلو بار داشتیم ! حد مجاز 30 کیلو هست که با کیف داخل کابین با گنجایش 7 کیلو دیگه مشکل اضافه بار نداریم و البته دوچرخه ها جدا حساب میشن. برای دوتاشون 60 یورو می پردازیم و به قسمت وسایل خاص انتقال داده میشن.

20160418_134407

20160418_161002

کار دیگه ای نداریم جز اینکه ناهار بخوریم و چرخی توی فروشگاههای ترمینال بزنیم. فقط رستوران های مک دونالد هستن که سرویس میدن و چاره ای نداریم به همبرگرهای کوچک و فاجعه ی مک دونالد قناعت کنیم. اندازه گردی کف دست بود !!

جالبه توی فروشگاههای داخل ترمینال ، وسایل سوغاتی برخلاف تصور ما به قیمت مناسب فروخته میشد و ما تونستیم از فرصت استفاده کنیم و یه کمی هم از اونجا خرید کنیم. با نزدیک شدن زمان پرواز به سمت گیت ها میریم و بعد از بازرسی های معمول وارد سالون انتظار میشیم و راس ساعت 3 بدون هیچ تاخیری به سمت استانبول پرواز می کنیم.

سفرمون سه و نیم ساعت طول می کشه و ما از روی کشورهای مختلفی رد میشیم. در طول سفر از روی GPS دائم خودمون رو مکان یابی می کنیم تا بدونیم بالای کدوم کشور هستیم و دریاها و کوههای زیر پامون کدوما هستن. آلپ زیبا رو هم دوباره و اینبار از نمایی متفاوت به تماشا میشینیم. در حالیکه با سرعت 800 کیلومتر در ساعت به سمت شرق شتاب می کنیم مهمان غروبی دل انگیز در ارتفاع ده هزار پایی هستیم.

20160418_172053

20160418_182101

استانبول با آن چراغهای همیشه روشنش مثل آهنی گداخته در دل تاریک شب میدرخشه .ساعت 9 شب هست (به وقت ترکیه) و تو فرودگاه صبیحا فرود میایم . خودمون رو به بخش تحویل بار میرسونیم و مدت ها منتظر می مونیم ولی خبری از وسایلامون نیست که نیست. از مسئولین پرس و جو می کنیم و معلوم میشه هنوز بارهامون توی پاریسه ! گویا بعد از تحویل گرفتن بارها توی فرودگاه پاریس ، تمامی بارها توی بخش بازرسی متوقف شدن تا بررسی بشن و ترکیش ایر این مطلب رو به ما نگفته بود. حالا هم به خاطر اشتباه خودشون موظف اند بارها رو مستقیم بفرستن به آدرس خونمون ! نیما کلی سفارش بارها رو می کنه و بهشون آدرس میده که بارها بعد از تحویل تو فرودگاه تبریز به آدرس خونمون ارسال بشن و نهایت دقت تو حمل و نقلشون اعمال بشه !

سه شنبه 31 فروردین (روز چهل و سوم)– 19 April

هرچند یه کم نگران شدیم و معطلی مون هم زیاد شد ولی از یه لحاظ به نفعمون شد . چون اینجوری بارها بدون دردسر و زحمت میرسن خونه و حتی هزینه هامون هم کم میشه. نزدیک نیمه شبه و ما یه کار بزرگ دیگه هم داریم. باید خودمون رو برسونیم به فرودگاه آتاتورک که سمت دیگر استانبول قرار گرفته و راه زیادی تا رسیدن به مقصد داریم. سواراتوبوس های خطی میشیم که تا داخل شهر میرن. یک ساعت توی راهیم و تازه نصف مسیر رو اومدیم. البته خوشحال از اینکه دوچرخه ها همراهمون نیست و راحت تر میتونیم جابجا بشیم. ساعت 1 نصفه شب توی خیابان های استانبول دنبال وسیله ای هستیم که ما رو به آتاتورک برسونه. مترو تعطیله و تاکسی ها 90 لیر مطالبه می کنن. از فرصت طلبی تاکسی چی ها حسابی حرصمون گرفته . به نیما میگم : به جهان سوم خوش اومدی !!

بعد از کمی جستجو متوجه میشیم اتوبوس های خطی برای ادامه مسیر وجود داره و خودمون رو میرسونیم بهشون. اتوبوس بعد از پر شدن ظرفیتش که اون موقع شب خیلی هم زود پر شد ! بسمت فرودگاه حرکت می کنه و کمتر از یک ساعت دیگه باید تو راه باشیم . توی این فاصله از تماشای شهر پر نور و زیبای استانبول لذت می بریم.

نزدیک صبحه که توی رستوران فرودگاه شام می خوریم. البته چیز زیادی هم باقی نمونده و باید به یه پیتزای بی مزه رضایت بدیم. صبح ساعت 7 پرواز داریم که بعد از رد کردن گیت و ورود به سالون انتظار با نیم ساعت تاخیر ! و بی نظمی های معمول سوار هواپیما میشیم. مخصوصا این بی نظمی ها خیلی به چشم میزنه. حریم خصوصی و تو صف ایستادن و احترام به مشتری و دیگران انگار پشت مرزهای اروپا موند که موند!

سه ساعت بعد به ایران و فرودگاه امام (ره) تهران میرسیم. ساعت 1 هست و دوستان عزیزمون مهران عادلی و امیر بیگ زاده این همه راه رو از مراغه زحمت کشیدن و اومدن دنبالمون. خوشحال از دیدنشون هستیم و بی قرار دیدار دوستان و عزیزانمون به سمت مراغه رهسپار میشیم.

20160421_090322

 

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست − یازده =

بستن
بستن