آذربایجان شرقیایرانگردیسنگنوردی

دیواره زرنج

سنگ نوردی

دیواره کوه زرنج

 1394/02/06

 

در این خاک در این خاک در این مزرعه پاک

بجز مهر بجز عشق دگر تخم نکاریم

چه مستیم چه مستیم از آن شاه که هستیم

بیایید بیایید که تا دست برآریم

چه دانیم چه دانیم که ما دوش چه خوردیم

که امروز همه روز خمیریم و خماریم

مپرسید مپرسید ز احوال حقیقت

که ما باده پرستیم نه پیمانه شماریم

شما مست نگشتید وزان باده نخوردید

چه دانید چه دانید که ما در چه شکاریم

….

وقتی آدم وابستگی دنیوی خودشو کم میکنه و میخواد مثل پرنده باشه و فقط فکر همون روزش باشه و امید به این داشته باشه که روزیش خودش میاد و فقط باید رفت و دید و خوب بود اون موقع است که انسان واقعا مست مست میشه . خدایا به خاطر همه چیزهای که دادی و ندادی شکر.

جمعه شیفت روز بودم و یکم هوا هم اخم کرده بود و ما نتونستیم بریم برنامه ولی ته دلمون یه چیزی میگفت کی تا جمعه هفته میتونه صبر کنه و پرواز نکنه و خالی نشه ؟ به همین خاطر یکشنبه روز خدا بود و بعد از وقت اداری حبیبه رو از سر کار برداشتم و با مهران و رضا رفتیم کوه زرنج برای یه برنامه سنگ نوردی اونم به سبک سولو!!

آقا رضا اولین برنامه سنگ نوردیش بود و خیلی مشتاق و ما هم خواستیم به قول خودمون از آب بندی در بیاریمش و خدایی خوب در اومد و خوب اومد  .از اول مسیر رفتیم رو سنگ ها اولین برنامه کوه و سنگ سال 94 بود خیلی میچسبید از طرفی هم بهار و ناز طبیعت و صدای زیبای پرنده ها و از مورچه ها بگیر تا آب رودخونه ها همه داشتن با آدم صحبت میکردن .

این بار از دیواره های پشت کوه زرنج شروع کردیم مسیر بکر و زیبا  از دو مسیر رفتیم و دیدیم بقیه راه نیاز به ابزار و طناب هست و نخواستیم ریسک کنیم  ولی مسیر سوم راه داد و از یه شکاف خودمونو کشیدیم .

همه مسیر دست نخورده  بود و انواع گلهای بهاری .

یه استراحتی بالای قله کردیم و مسیر برگشت رو پیش گرفتیم و  به  عشق بستنی که رضا قولش رو داده بود سریع خودمون رو رسوندیم پایین !!

 

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شانزده + 14 =

بستن
بستن