آسیاترکیهجهانگردیسایکل توریسم

سفر به آسیای باختری(روز سی و پنجم)

روز سی و پنجم (دالامان -Dalaman) هشتم فروردین 98-28 مارس 2019

سفرنامه آسیای باختری – ترکیه
روز سی و پنجم (دالامان -Dalaman)
هشتم فروردین 98-28 مارس 2019

 

سر صبحی بچه های خانواده با چشمهای نیمه باز با مادرشون قیل و قال راه انداختن چون حال مدرسه رفتن ندارن ، درست مثل بیشتر بچه ها !  صبحانه رو پدر خانواده حاضر کرده که می خوریم و با کلی آرزوی دیدار دوباره به راه می افتیم .یه کم سر بالا میریم تا اول پیچ پیچی ها ! این پیچ پیچی ها ابتدای مسیری ده کیلومتری هست که با شیب هشت درصد میره تا میرسه به دریا. دریای لاجوردی رنگ آک دنیز که پشت جنگل های سبز و زیبا پنهان شده.

جاده سرازیریه و اگه ترمز ها رو نگه نداریم چنان شتاب می گیریم که نمیشه تو پیچ ها کنترلش کرد واسه همینم برای عکاسی باید دم به دقیقه بزنیم بغل . ولی مگه میشه این حجم از زیبایی رو یه جا جمع کرد. نزدیکای دریا که میرسیم مناظر توی افق رفتن توی یه مه رقیق و ادامه ش اومده رسیده به سواحل جنگلی و صخره ای.

از آک یاکا به بعد تقریبا جاده همواره و هر از چند گاهی تپه هایی با شیب هایی به درازای یک یا دوکیلومتر داریم که ادامه دار هست . این نواحی کلا همینجوریه و چندان مسیر صافی توش پیدا نمیشه. همه جا پر از گل های مختلفه و البته در کنارشون گرده گل ها هم هست که انقدر غلظتش توی هوا زیاده که باعث حساسیتمون شده.

 منظره ها چندین برابر  روزهای قبل سبزتر و پر دار و درخت تره . مخصوصا درخت های لیمو و پرتغال که با میوه های خوشرنگشون نمیذارن راهمون رو ادامه بدیم . یه جا توقف می کنیم تا ناخنکی به پرتقال های تازه و خوشمزه پرتقال فروش کنار جاده بزنیم.

یه کمی باد مخالف داریم ولی شدتش زیاد نیست . احتمالا روزهای آینده بارش داشته باشیم. به شهر اورتاجا میرسیم و میریم سر وقت یه فروشگاه دوچرخه .  چند روز پیش توی مسیر بودیم که به سرمون زد یه خرید اینترنتی انجام بدیم  که از طریق یکی از دوستان ترکیه ای مون ثبت سفارش کردیم و قرار شد مرسوله رو بفرستن به همین آدرسی که امروز اومدیم. چیزی که خریدیم خیلی برامون هیجان انگیزه ! انقدری که برای تست کردنشون طاقت نداریم این برنامه تموم بشه . کیف های مخصوص بایک پیکنگ  Bikepacking که روی دوچرخه کوهستان سوار میشه و این امکان رو بهمون میده که سفرهای سایکل توریستی مون رو این بار با دوچرخه کوهستان و در دل کوهستان یا مناطق صعب العبور تجربه کنیم. یعنی میتونیم لوازم شب مانی و سایر تجهیزاتمون رو بریزیم داخل این کیف ها و ببندیمشون به دوچرخه کوهستان و هر چه قدر دوست داریم توی کوهها و در دل طبیعت سیر کنیم .

توی فروشگاه که فروشگاه بزرگی هم هست حسابی تحویلمون می گیرن و یه چای و ناهار هم مهمونمون می کنن. همه کارکنان فروشگاه جمع شدن یه ماکارونی پختن بی مزه که فقط شکم سیر کنه ولی همین ماکارونی بی طعم توی جمع دوستانه و با محبتشون چنان بهمون مزه میده که بشقاب دوم رو هم می کشیم و همینجور که داریم راجع به خودمون و سفرهامون بهشون اطلاعات میدیم ناهارمون رو هم می بلعیم. کیف ها رو تحویل می گیریم و مدیر فروشگاه دو تا گلگیر طلقی هم بهمون هدیه میده و ازمون دعوت می کنه یه سفر فقط مخصوص دوچرخه کوهستان بیایم اینجا و باهاشون به جاهای بکر و خفن ترکیه بریم .

دیگه تا شهر Dalaman راه زیادی نداریم . ده کیلومتر جاده صاف که تا ساعت ۵ عصر تمومش می کنیم .بعد از ۹۲ کیلومتر رکابزنی میرسیم خونه دوستمون حسن دنیزلی .

خونه ش طبقه چندم یه فروشگاه بزرگه و بخاطر کارش که کارمند فرودگاه دالامانه اینجا زندگی می کنه و تنهاست. خونه ش تمیز و مرتبه و جمع و جور. یه اتاق خواب داره که اونو در اختیار ما قرار میده و میگه خودم همیشه وقتی مهمون دارم توی هال و روی کاناپه می خوابم. اوج ادب و مهمان نوازی حسن رو زمانی متوجه میشیم که میره بیرون از خونه تا ما کاملا راحت باشیم و لباس عوض کردنی یا حمام رفتنی معذب نشیم. به نیما میگم انگار پسره واس خاطر ما رفت بیرون! نیمام سریع زنگ زد به گوشیش که داداش برگرد تو خونه ت ! ما راحت تر از اونی هستیم که فکرشو بکنی !

شب برای شام با ماشین حسن برمی گردیم ده کیلومتر عقب تر همونجایی که شهر اورتاجا قرار داشت. خونه خواهر حسن اونجاست و برامون شام مفصلی آماده کرده. حسن و خانواده خواهر مهربونش چنان بهمون لطف و محبت می کنن که آخرین روزهای سفر ترکیه مون هرگز از ذهنمون خارج نشه. گفتم آخرین روزها ! البته تصمیم گرفتیم که سفر رو تو آنتالیا به اتمام برسونیم و دلیلش رو خواهم گفت!

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شانزده − سه =

بستن
بستن